تبلیغات
زیست نگار آفرینش...

ارنست مایر و "این زیست شناسی است" - دیرینه شناسی و تکامل

 

 Ernest Mayerبه عنوان یکی ازبزرگترین جانورشناسان قرن بیستم شناخته شده است. نقش وسهم او درزیست شناسی تکاملی به وسیله مجموعه زیادی از جوایز علمی جهان شناخته می شود. در نوشته های او مروری  وسیع در مورد منطق  و پیشرفتهای زیست شناسی ملاحظه می شود. او در کتاب , This is Biology تا حدودی فلسفه زیست شناسی و دربخشی دیگر تاریخچه شاخه های آن را بررسی کرده است.

ارنست مایر با این  پرسش که "حیات" به چه معنی است، شروع می کند. و طرح کلی مجادلات وبحث های مربوط به قرن نوزدهم مابین فیزیکدانان و حیاتیون را نشان می دهد و خصوصیاتی از حیات را فهرست بندی می نماید که برای او قابل تشخیص به نظرمی رسند.

سپس می پرسد که علم چیست؟ و چگونه جهان را توصیف می نماید؟ او خاطرنشان می نماید که دیدگاه های فلاسفه درمورد ماهیت و ویژگی علم  اغلب برای علوم فیزیکی نسبت به زیست شناسی قابل کاربردتر است و می نویسد: "تفاوت بیشتری بین فیزیک وزیست شناسی تکاملی، که هردو شاخه هایی ازعلم می باشند، تا زیست شناسی تکاملی و تاریخ، که یکی از شاخه های علوم انسانی است، وجود دارد."

موضوعات مختلفی درمورد بیولوژی وجود دارند (مورفولوژی کارکردی، فیزیولوژی و بیومکانیک ) که درظاهرعکس این طرح می باشند. مهندسان، ساختارها و مکانیسم هایی برای انجام اعمالی خاص طراحی می نمایند، درحالی که زیست شناسان، دراین زمینه ها، نشان می دهند که چگونه ساختارهای زنده ومکانیسم ها، نقش هایی را که تکامل برای آنها طراحی نموده است، را ایفا می نمایند.

ارنست مایر شیوه علمی بر مبنای  علم  فیزیک Karl Popper را مورد بحث قرارمی دهد: دانشمندان فرضیه هایی را بیان می نمایند و سپس برای ابطال آنها تلاش می کنند. فرضیه ها می توانند ابطال شوند شوند ولی هیچ گاه نمی توانند به صورت صحیح اثبات گردند. برای زیست شناسی، مایر یک فرایند پنج مرحله ای را پیشنهاد می نماید. دانشمندان مشاهداتی را انجام می دهند، آنها سوالاتی را ازقبیل "چگونه؟"  و "چرا؟" را مطرح می کنند، فرضیه هایی را ارائه می دهند، فرضیه هایشان را آزمایش می نمایند و موفق ترین فرضیه را انتخاب می نمایند. این به ما فضای بیشتری را برای مانوردادن نسبت به توصیف پوپر می دهد. ولی من  در مورد اینکه آیا بسیاری ازما به همین صورت اصولی عمل می نماییم، شک دارم. مجلات اطلاعات کمی درمورد اینکه دانشمندان چگونه عمل می نمایند را به ما ارائه می نمایند، زیرا ما مقالاتمان را مطابق با یک چارچوب مرسوم و رایج سازمان دهی می نماییم. ولی من مطمئن هستم که گروه تحقیقاتی من، درمسیرهای انحرافی که ما درمطالعاتمان اتخاذ می نماییم، استثنا نمی باشد. به عنوان مثال مقاله ما تحت عنوان "فرضیه تشابه دینامیکی" ( Journal of Zoology, vol 201, p 135)  را درنظربگیرید، که پیش بینی می کند، چگونه تفاوتهای اندازه در میان جانوران، رابطه بین سرعت و طرزراه رفتن را تحت تاثیرقرارمی دهد.

 ما روی دویدن پستانداران و پرندگان کارکردیم و مقدارانرژی صرف شده را نیزمحاسبه نمودیم و سپس برای آنها مدلهای ساده ریاضی، درمورد راه رفتن و دویدن، ابداع نمودم. سپس ازمن خواسته شد تا دریک کنفرانس، درمورد اثرات اندازه درحرکت و جابجایی جانوران سخنرانی نمایم. من بیان نمودم که متوجه شده ام که عدد بدون بعد u2/gh {مربع سرعت / (شتاب گرانشی * طول پا)} به طورمکرر درمعادلات من ظاهرشده است و من درجستجوی برخی چیزهای جدید برای بیان کردن می باشم.

این موضوع منجربه آن شد تا من حدس بزنم که جانوران دارای اندازه های مختلف، درحال دویدن با مقدارهای مساوی  u2/gh، ممکن است با شیوه های مشابهی حرکت نمایند ( با استفاده ازهمان شیوه راه رفتن و برداشتن  گام های متناسب با طول پاهایشان ).

آزمایشات این نظریه (درابتدا بااستفاده از داده هایی از عکسهای کلاسیک Eadweard Muybridge) صحت آن را اثبات نمود. تنها درآن مرحله من به یک کتاب درسی درمورد آنالیز بی بعد اشاره نموده ام و دریافته ام که u2/gh یک عدد Froude ، یک کمیت مورد استفاده برای نشان دادن تاثیر جاذبه روی حرکت سیالات، می باشد و اینکه یک اصل فیزیکی بخوبی ثابت شده، باید این تصوررا درمن ایجاد نماید که طرز راه رفتن های مشابه، درعددهای  Froude مساوی، وجود دارند. مایر وسایر فلاسفه می خواهند تا ما دریک شیوه منظم تری پیشرفت نماییم.

قسمت اعظم کتاب مایر به بحث درمورد انواع سوالاتی که زیست شناسان مطرح می نمایند، اختصاص داده شده است. او سوالات را به صورت "چه؟"، "چگونه؟"  و "چرا؟" تقسیم بندی نموده است.  سوالات "چه؟" یک مبنای توصیفی (نخستین مرحله ازیک فرایند 5 مرحله ای مایر برای زیست شناسی) را بوجود می آورد. ما در زمینه مطالعات مربوط به تنوع زیستی و سیستماتیک، مورفولوژی مقایسه ای، بیوجغرافیا سوالاتی را می پرسیم. این سوالات منجربه آن می شوند تا مایر بحث هایی  را درمورد مفهوم گونه، اصول رده بندی، فنتیک های عددی و کلادیستیک مطرح نماید.

 سوالات "چگونه؟" درزمینه مورفولوژی کارکردی و فیزیولوژی می باشند ولی مایر آنها را فقط برای زیست شناسی تکوینی مرور و بررسی می نماید. او تاریخچه یک بحث تا تشخیص درسال 1944 به این صورت خلاصه می کند  که DNA حامل اطلاعات ژنتیکی بوده است و بعد ازآن وقایع جدید تر را عجولانه بررسی می نماید. برای مثال، تنها یک پاراگراف درمورد ژنهای HOX وجود دارد، او ظاهرا توجه زیادی به سوالات "چگونه؟"  ندارد.

سوالات "چرا؟" درزمینه زیست شناسی تکاملی پرسیده می شوند. مایر، نقش و سهم داروین را درتئوری تکامل تجزیه  و تحلیل می نماید و استدلال می کند که براساس منشاء گونه ها 5 تئوری اصلی  وجود دارند:   1- تکامل فی نفسه.    2- جد مشترک.   3- گونه زایی.   4- تدریجی بودن.  5- انتخاب طبیعی .

او روی اهمیت کتاب های مربوط به سالهای 1940 تاکید دارد که تلفیق جدید، Modern Synthesis، را  تشکیل داده اند و پیشرفتهای بعدی از قبیل تعادل، انتخاب گروهی و سوسیوبیولوژی را مرور و بررسی می نماید.

در فصلی دیگر از کتاب، مایر انواع  سوالات اکولوژیکی را مطرح می نماید. مرورهای تاریخی منتشره او در سراسر کتاب تاثیر گذار و برانگیزاننده هستند. او به نامهای بزرگ در اکولوژی اشاره می کند و بصورت خلاصه نوآوریهای هر یک را به ما می گوید. اما متاسفانه هیچ بحثی در خصوص مدلهای ریاضی و هیچ اشاره ای به اکولوژی رفتار نمی کند، صرف نظر از تذکر به اینکه " بیشتر اکولوژیست های جوانتر سوالات اکولوژیکی در خصوص رفتار و سازگاری تاریخ حیات را جذابتر از اندازه گیریهای ثابتهای فیزیکی یافته اند."  فصلهای مربوط  به تکامل انسان و منشا حیات کتاب را کامل می کند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: دیرینه شناسی و تکامل،     | نظرات()

گونه زایى و تنوع زیستى - دیرینه شناسی و تکامل

گفت وگو با ادوارد ویلسون

ترجمه: کاوه فیض اللهى

ادوارد ویلسون، مسئول افتخارى بخش حشره شناسى موزه جانورشناسى مقایسه اى و نیز استاد پژوهشى ممتاز دانشگاه هاروارد، پرچمدار جنبش تنوع زیستى و حفاظت در سطح بین المللى است و تاکنون جوایز پرشمارى از جمله مدال طلاى صندوق  جهانى طبیعت را در سال ۱۹۹۰ به خاطر تلاش هاى حفاظتى اش دریافت کرده  است.وى عضو هیات مدیره بنیاد حفاظت از طبیعت، حفاظت بین الملل و موزه تاریخ طبیعى آمریکا است. دو عنوان از کتاب هاى وى جایزه پولیتزر برده اند. آخرین کتاب وى «آینده حیات» (۲۰۰۲) نام دارد. گفت وگوى زیر از طرف سایت اینترنتى www.actionbioscience.org با وى صورت گرفته است.

 • گونه زیستى چگونه تعریف مى شود؟

مفهوم گونه زیستى (biological species) مفهومى کلاسیک است اما در مورد گونه هایى به کار مى رود که به طریق جنسى تولیدمثل مى کنند و به این ترتیب تعریف مى شود: گونه یک جمعیت یا مجموعه اى ازجمعیت هاى افراد است که آزادانه با یکدیگر تولیدمثل مى کنند.به عبارت دیگر گونه ازنظر ژنتیکى عنصرى کم وبیش مجزااست که مستقل ازدیگران تکامل مى یابد.

• این به معناى یک خزانه ژنى بسته است. آیا این مفهومى عام است؟

نه،  عام نیست. از این مفهوم مى توان در مورد اکثریت قریب به اتفاق جانوران و بسیارى از گیاهان گلدار استفاده کرد. شاید در انواع بسیارى از جانداران میکروسکوپى نیز کاربرد داشته باشد. اما جانداران بسیار دیگرى، به ویژه در میان گیاهان و جانداران میکروسکوپى، هستند که این مفهوم را نمى توان در مورد آنها به کار برد یا در بهترین حالت با دشوارى مى توان به کار برد. بدیهى است اگر تولیدمثل جنسى نباشد،  این مفهوم نیز به کار نمى رود. در مورد گونه هاى غیرجنسى، مى توان آنها را بر مبناى تفاوت هاى ژنتیکى،  به شکلى دلبخواهى رده بندى کرد. براى مثال معیارى که در مورد باکترى ها به کار مى رود آن است که هرگاه دو سویه باکترى در ۳۰ درصد از DNAشان تفاوت نشان دهند،  مى توان آنها را گونه  هاى جداگانه اى در نظر گرفت. البته این عدد قراردادى است، اما در عین حال به طرز قابل قبولى عملى و قابل استفاده است.

• آیا زیرگونه (subspecies) را نیز مى توان به وضوح گونه(species) تعریف کرد؟

نه تا آن حد. به لحاظ نظرى زیرگونه یک نژاد جغرافیایى است. یک گونه ممکن است به چندین نژاد جغرافیایى تقسیم شود که در یک سرى صفات شاخص نظیر رنگ، طول بال یا عادت تولیدمثلى با یکدیگر تفاوتى پیوسته دارند. در مجموع زیرگونه با مشکلات بسیارى همراه است که آن را نسبت به گونه ترازى بسیار سلیقه اى تر مى سازد. یکى از این مشکلات آن است که صفات معمولاً مستقل از یکدیگر تغییر مى کنند. براى مثال یک گونه پروانه را در اروپاى شرقى در نظر بگیرید. ممکن است دریابید از نظر جثه جمعیت ها از شمال به جنوب رفته رفته بزرگتر مى شوند اما از نظر رنگ از شرق به غرب تیره تر مى شوند. بررسى دقیق تر ممکن است نشان دهد که آنها از جنوب شرقى به جنوب غربى روى بالشان خال هاى بیشترى دارند. در این وضعیت چه باید کرد؟ آیا باید یک یا دو صفت را برگزید و زیرگونه ها را بر اساس آن تعریف کرد؟ یا باید در ترکیب صفات بسیار کوشید و به این ترتیب آشفته بازارى از زیرگونه هاى بسیار ساخت؟احتمالاً دشوارترین جنبه کاربردمفهوم زیرگونه همین ناسازگارى صفات است.با این حال هنوزاززیرگونه استفاده مى شودوبه ویژه درموردنژادهاى جغرافیایى هنوز تا حدى معتبر است.

• در مورد گونه زمانى یا نیاکانى چطور؟

گونه زمانى (chromo species) صرفاً یک ضرورت علمى است زیرا باید میان جمعیت هایى که امروز زندگى مى کنند و جمعیت هایى که نیاى آنها هستند تمایز قائل شد. این جمعیت هاى نیاکانى از آنجا که در گذشته دور زندگى مى کردند با جمعیت هاى کنونى تفاوت بسیارى دارند. براى مثال ما به گونه Homo sapiens تعلق داریم _ و تقریباً به طور قطع مى دانیم که مستقیماً از گونه دیگرى به نام Homo erectus نسب گرفته ایم _ و بسیار ابهام آور و به طور شهودى نادرست خواهد بود که سعى کنیم آنها را با هم در یک گونه قرار دهیم. اگرچه  Homo sapiens طى مراحلى از Homo erectus تکامل یافته است، نمى توان مفهوم زیستى  گونه را به وضوح در این مورد به کار برد. با این حال مى خواهیم بین آنها تمایزى، هرچند قراردادى، ایجاد کنیم.

• منشاء تنوع زیستى چیست؟

پیش از هر چیز چرخه آشکارى است که گونه ها طى آن به منطقه جدیدى رفته و تنوع مى یابند. هنگامى که یک جزیره یا مجمع الجزایر تشکیل مى شود یا براى مثال منطقه اى در اثر یخچال یا سایر رویدادهاى بزرگ فیزیکى تنوع زیستى اولیه اش را از دست مى دهد، سیل گونه هاى مهاجر به سوى آن سرازیر مى شود. سپس با یکدیگر وارد تعامل شده و جامعه اى مى سازند که آن را یک اکوسیستم مى نامیم. چنانچه این منطقه جدید دست نخورده بماند، آنگاه طبق معمول این موارد، پرده اى از تکامل سریع با سازش گونه هاى جدید به این محیط به نمایش درمى آید. اگر وسعت منطقه کافى باشد و در آن بخش هاى مجزاى جغرافیایى که جمعیت هایى را بدون تماس با یکدیگر در خود جاى مى دهند به قدر کافى وجود داشته باشد، آنگاه پیدایش سریع گونه ها نیز به دنبال آن خواهد آمد. مثال کلاسیک آن هاوایى است. شواهد نشان مى دهند که این مجمع الجزایر به اشغال تعداد اندکى از گونه ها درآمد و آنها در مدت زمانى نسبتاً کوتاه به گونه هاى بسیار تکامل و تنوع یافتند. منظورم در زمان کوتاه، قرن ها یا هزاران سال است که در مقایسه با تکاملى که در بسیارى از نقاط دیگر جهان مى بینیم کوتاه است.فرآیند تنوع یابى سرانجام به سطحى مى رسد که در آن فون (مجموعه جانوران منطقه _ م) و فلور (مجموعه گیاهان منطقه _ م) پایدار شده و به ثبات مى رسند. در این هنگام هم سازگارى (coadaptation) رخ مى دهد یعنى وضعیتى که در آن گونه ها به هم وابسته اند، چنانکه یک گونه در تغذیه از گونه دیگر تخصص مى یابد. در این مقطع گونه زایى (speciation) کند مى شود. شبیه رشد یک جاندار است که در ابتدا با تجمع اجزاى جدیدى که با یکدیگر تعامل دارند سریع است و سرانجام به سطحى از بلوغ مى رسد که مى توان آن را براى مدت زمانى بلند حفظ کرد. مجموعه دیگرى از اصول تنوع زیستى با مقادیر یا آنچه مقادیر نهایى را تعیین مى کند سروکار دارند. براى مثال مى دانیم که جنگل هاى بارانى گرمسیرى نسبت به توندرا یا جنگل هاى مخروط داران نیمکره شمالى،  در واحد سطح گونه هاى بسیار بیشترى دارند. تعداد گونه ها در یک سطح مشخص، براى مثال در یک یا صد کیلومترمربع، با نزدیک شدن به خط استوا پیوسته افزایش مى یابد. تعداد گونه ها از جزایر کوچک به جزایر بزرگ نیز همان طور که در جزایر کارائیب دیده مى شود، افزایش مى یابد.

• چه عواملى موجب این افزایش گونه ها مى شوند؟

ظاهراً سه عامل وجود دارد که عبارتند از انرژى، پایدارى و مساحت. هرچه انرژى بیشترى دراختیار جامعه تکامل یابنده گونه ها باشد، گونه هاى بیشترى پدید مى آیند. در استوا انرژى به اوج مى رسد. هرچه منطقه پایدارتر باشد،  چنان که در نواحى داراى شرایط اقلیمى ثابت دیده مى شود، گونه هاى بیشترى تجمع مى کنند زیرا براى سازش و هماهنگى با یکدیگر زمان بیشترى دراختیار دارند. هرچه مساحت بیشتر باشد، جمعیت بزرگتر و متنوع تر است. براى مثال آمریکاى جنوبى نسبت به جزایر هند غربى گونه هاى بیشترى دارد. این سه نیروى محرک در مجموع بخش عمده تغییرات گونه ها در جهان را موجب مى شوند.

• رایج ترین نوع گونه زایى کدام است؟

اگر همان طور که بررسى هاى ما نشان مى دهد، گونه زایى همجا (sympatric) به این گستردگى در حشرات که متنوع ترین جانداران روى زمین هستند، رخ مى دهد،  باید رایج ترین نوع گونه زایى باشد. بررسى پدیده گونه زایى همجا نسبت به گونه زایى ناهمجا (allopatric) که به آسانى و به وضوح مشاهده مى شود، دشوارتر است اما مى تواند بسیار رایج باشد، کسى چه مى داند. منظور از همجا، جانداران مشابهى در مجاورت یکدیگر است که به دلیل تفاوت هاى رفتارى، حتى با آنکه به لحاظ نظرى مى توانند، اما با هم تولیدمثل نمى کنند. منظور از ناهمجا، جانداران مشابهى است که گرچه به لحاظ نظرى مى توانند اما با هم تولیدمثل نمى کنند زیرا به طور جغرافیایى از هم جدا شده اند.

• این مکانیسم ها با چه سرعتى مى توانند گونه هاى جدید تولید کنند؟

فورى، به واقع در چند نسل. پیش از همه در گیاهان مکانیسمى به نام پلى پلوئیدى هست که در یک مرحله مى تواند سویه اى ایجاد کند که قادر نیست با گونه مادرى که از آن ریشه گرفته تولیدمثل کند. در واقع آن را گونه زایى فورى مى نامند. گونه زایى همجا نیز گاهى فقط چند مرحله تا تولید گونه جدید در مدت زمانى کوتاه طول مى کشد. براى مثال در بعضى انواع مگس سرکه،  ممکن است یک سویه ترجیح دهد روى گیاه دیگرى تولیدمثل کند و این مى تواند در چند جهش رخ دهد. یا ناسازگارى ممکن است میان دوسویه اى وجود داشته باشد که تفاوتشان یک ژن یا تعداد بسیار اندکى از ژن ها است. این وضعیت ممکن است در مدت زمانى کوتاه در اثر جهش یا نو ترکیبى (recombination) ژن هاى موجود رخ دهد. به این ترتیب پیدایش گونه هاى جدید ظرف چند سال به لحاظ نظرى امکان پذیر است و احتمالاً تشکیل بعضى گونه ها با همین سرعت انجام مى شود اما مشاهده آنها در طبیعت دشوار است. مطمئن نیستیم که گونه زایى بسیار سریع واقعاً چقدر در طبیعت متداول است.

•در سال ،۱۹۹۶ شما و دکتر دانیل سیمبرلاف (Simberloff .D) براى تعیین حداقل اندازه بحرانى اکوسیستم ها آزمایشى انجام دادید. به چه نتایجى دست یافتید؟

مى خواستیم ببینیم گونه ها با چه سرعتى به یک جزیره خالى هجوم مى آورند و آیا مساحت یا فاصله در این کار نقشى دارند یا خیر. در این آزمایش  ما سیستم فوق را با انتخاب جزیرک هاى حرا در دماغه فلوریدا و سپس تخلیه آنها از تمام جاندارانشان جز درختان، مینیاتورى و در واقع مدل سازى کردیم. سپس به مشاهده بازگشت حشرات نشستیم. در این آزمایش نتایج زیر به دست آمد:

۱- موجودات کوچک از جمله حشرات و عنکبوتان خیلى سریع بازمى گردند.

۲- روند پر شدن جزیره از گونه ها تا جایى ادامه مى یابد که تقریباً به تعداد گونه هایى که قبلاً داشت، برسد.

۳- هرچه منطقه براى گونه هاى مهاجر تازه وارد دورتر باشد، رسیدن به تعادل در آن منطقه بیشتر طول بکشد.

۴- گرچه تعداد گونه ها به سطح اولیه بازمى گردد اما ترکیب جامعه جدید با آنچه بود متفاوت است.

این با دریافت نظرى ما از روگشت (turnover) گونه ها، یعنى انقراض و به دنبال آن ورود گونه هاى مهاجر (و در بلندمدت، گونه زایى) سازگار است.

•آیا آستانه اى وجود دارد که زیر آن جمعیت ها در خطر حتمى انقراض قرار گیرند؟

بله. اندازه جمعیت براى بقا بسیار حیاتى است. به طور کلى هرگاه اندازه جمعیت از ۱۰۰ فرد کمتر شود، آنگاه افسردگى هم آمیزى (inbreeding depression) رخ مى دهد. و چنانچه در جمعیت ها ژن هاى زیان آور و مرگبار وجود داشته باشد، مثل ژن مسبب فیبروز کیستى در انسان، آنگاه میزان وقوع این صفت ژنتیکى افزایش مى یابد که به مرگ یا نازایى مى انجامد. در جمعیت هاى بزرگ احتمال آنکه یک ژن مرگبار بروز کند بسیار کم است. زیست شناسان حفاظت براى سلامتى ژنتیکى جمعیت ها قاعده ۵۰ تا ۵۰۰ را ملاک قرار مى دهند. همان طور که در کتاب «تنوع حیات» در سال ۱۹۹۲نیز توضیح داده ام جمعیتى متشکل از حدود ۵۰ فرد تنها در کوتاه مدت کافى است و براى زنده و سالم نگهداشتن گونه تا آینده دور ۵۰۰ فرد لازم است.

•اگر گونه زایى مى تواند به سرعت رخ دهد چرا باید نگران انقراض گونه ها باشیم؟

به لحاظ نظرى مى تواند سریع رخ دهد اما محصول گونه زایى سریع به نسبت از تفاوت میان گونه ها خواهد کاست. براى مثال اگر دو گونه ماهى تنها در یک یا چند ژن از ده ها هزار ژنى که دارند با هم تفاوت داشته باشند، به احتمال زیاد تفاوت بسیار ناچیزى با یکدیگر خواهند داشت. این را با دو گونه اى مقایسه  کنید که یک میلیون سال پیش از هم واگراییده و از نظر ژنتیکى در بسیارى از ژن ها و صفات خویش مستقل از یکدیگر تکامل یافته اند. چنانچه یکى از این دو گونه محو شود ما خیلى بیشتر ضرر خواهیم کرد تا آنکه یکى از دو گونه اى را از دست بدهیم که تنها تفاوت ناچیزى با هم دارند. به هر حال تفاوت میان گونه ها چه ناچیز باشد و چه آشکار هم اکنون در نتیجه فعالیت هاى انسان، با سرعتى که در بعضى جاها تا هزار برابر نرخ پیدایش آنها است ناپدید مى شوند. با این شتاب، مى توانیم در طول عمر یک انسان به آسانى نیمى از گونه هاى جهان را نابود کنیم. بسیارى از این گونه ها طى هزاران یا میلیون ها سال شکل گرفته اند. گونه هاى کاملاً متمایزى که مى توان آنها را در شواهد سنگواره اى ردیابى کرد، تا پیش از پیدایش انسان، تقریباً با آهنگ  حدود یکى از هر یک میلیون  گونه در سال ظاهر مى شوند. سریع ترین فرایندهاى گونه زایى نیز نمى توانند گونه هاى از دست رفته را از نو جانشین و رقم فوق را حتى دو برابر کنند.

•با توجه به اینکه انقراض در مقیاس جهانى رخ مى دهد، کدام مناطق از نظر حفاظتى باید در اولویت باشند؟

البته نقاط داغ (hot spots) نظیر جنگل هاى گرمسیرى. نقاط داغ زیستگاه هایى هستند که بیش از همه در خطرند و داراى بیشترین تعداد گونه هایى هستند که هیچ جاى دیگرى جز آنجا یافته نمى شوند. این مناطق عبارتند از جنگل هاى هاوایى و ماداگاسکار و بوته زارهاى غنى جنوب غربى استرالیا و آفریقاى جنوبى. طبیعت استوایى، نظیر آمازون و کنگو، آخرین جنگل هاى مرزى را در خود جاى مى دهد که مى توانند کلان فون (megafauna) یعنى پرندگان و پستانداران بزرگ را نگه دارند. حفاظت از این مناطق امرى حیاتى است. حوزه دیگر، سیستم هاى آب شیرین جهان است که عموماً فراموش مى شوند. این مناطق درخور توجه ویژه هستند زیرا در همه جا در نتیجه عواملى مانند آلودگى یا زهکشى به شدیدترین وجه مورد حمله و تعرض قرار گرفته اند. تراکم گونه هاى در خطر انقراض در واحد سطح در این سیستم ها از هر اکوسیستمى در جهان بیشتر است. همتاى آنها در اقیانوس آبسنگ هاى مرجانى است که درصد بالایى از آن اکنون نابود یا به شدت تخریب مى شود. آنها نیز در واحد سطح درصد بالایى از گونه هاى در خطر انقراض را در خود جاى مى دهند.

•در کتاب اخیرتان «آینده حیات» پنبه این افسانه را مى زنید که سیاست هاى زیست محیطى با رشد اقتصادى ناسازگار است. ممکن است کمى درباره اش توضیح دهید؟

منابع زنده جهان- اکوسیستم ها و گونه هایشان- هنوز عمدتاً ناشناخته هستند و از نظر منافعى که ممکن است براى انسان داشته باشند مثل تصفیه آب یا داروهاى جدید بسیار کم بررسى شده اند.بعضى بوم شناسان و اقتصاددانان برآورد کرده اند که ارزش کل این اکوسیستم هاى طبیعى، یعنى مبلغ مجموع خدماتى که به بشریت مى رسانند چیزى نزدیک به ۳۰ میلیون میلیون دلار است. این از مجموع تولید ناخالص ملى تمام کشورهاى جهان سر هم بیشتر است. و با این حال مجانى است!حفاظت و استفاده کامل تر از آنها به شیوه اى بدون مزاحمت و تحمیل از نظر اقتصادى براى ما ارزشمند است. نابودکردن آنها به منزله راندن بشریت به سوى دنیایى مصنوعى است که در آن ناچاریم خودمان شخصاً سیستم هاى آبى را مدیریت کنیم، غذایمان را تامین کنیم و به جاى آنکه براى تنظیم ترکیب جو به جانداران نیرومند متکى باشیم، خودمان با ابزارهاى مصنوعى هر روز این کار را انجام دهیم. آیا مى خواهیم زمین را به معناى دقیق کلمه به یک سفینه فضایى تبدیل کنیم که دائم نیاز به تعمیر و مراقبت دارد؟

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: دیرینه شناسی و تکامل،     | نظرات()

نظریه تکامل داروین - ۱ - دیرینه شناسی و تکامل


نمایشگاه و کنفرانس داروین در نیویورک

در آبان 1384 ، بسیاری از دانشمندان طرفدار نظریه تکامل داروین در نیویورک گردهم آمده اند تا در نمایشگاه و کنفرانسی درباره این نظریه به بحث و تبادل نظر بپردازند چرا که هنوز این نظریه مخالفان بسیاری دارد.

جالب است بدانید بدلیل مخالفت هایی که مقامات مذهبی کاتولیک با برگزاری این نمایشگاه داشتند، هیچ از شرکت های خصوصی آمریکایی حاضر نشدند حامی مالی این نمایشگاه شوند و پرداخت هزینه 3 میلیون دلاری برگزاری نمایشگاه را تنی چند از ثروتمندان طرفدار علم تقبل کردند.
در این رابطه موزه ملی تاریخ طبیعی در آمریکا که محل برگزاری این گردهم آیی است، مجموعه مطالبی را در مورد این نظریه در سایت خود قرار داده است و ما بدون آنکه قضاوتی راجع به صحت و سقم این نظریه داشته باشیم، طی چند نوشته آنها را برای علاقمندان به علوم منتشر می کنیم.

پیش از چارلز داروین
قبل از اینکه داروین بدنیا بیاد و نظریه تکامل خود را ارائه کند، بسیاری از مردم انگلستان عقاید خاصی نسبت به طبیعت و گونه های جانداران داشتند. آنها معتقد نبودند که همه جانداران متعلق به یک درخت خانواده هستند و معتقد بودند که گونه های جاندارن از ابتدای زمانی که خلق شده اند به همین گونه فعلی بوده اند.
آنها عمر زمین راحدود شش هزار سال دانسته و به این ترتیب امکان اینکه طی این مدت زمان کم تغییرات گسترده و دگرگونی های اساسی در گونه های جانداران بوجود آمده باشد را رد میکردند. آنها معتقد بودند که انسان متعلق به زمین نیست و از دنیای دیگری به این سیاره آمده است.
در نگرش آنها به هستی، دنیا بصورت یک موجود ثابت و بدون تغییر دیده می شد و بدلیل نبودن وسایل حمل و نقل یا ارتباطی اغلب مردم تا آخر عمر در اطراف مزارع خود زندگی می کردند و معمولآ شغل پدر را دنبال می کرده و کمتر از قسمتهای مختلف دنیا اخبار جدید داشتند.
انقلاب صنعتی ، تغییر و ظهور تفکر دموکراسی، جوامع را متحول ساخت و نشان داد که روال گذران یک جامعه نمی تواند ثابت و ماندگار باشد. اما آیا چنین قانونی در ایجاد تغییر و تحول در گونه های جانداران هم صدق می کند؟ پیش از ارائه نظرایات داروین، مردم نمی توانستند متوجه شوند که دنیا جاودانه است و از گذشته ای که مرز ندارد به آینده بی انتها می رود و در این مسیر بتدریج دستخوش تغییر و تحولات عمیق می شود.


در این نمایشگاه ماکتهایی از حیوانات ماقبل تاریخ
نیز به نمایش گذاشته شده است.

تحقیقات زیست شناسان
در سال 1800 زیست شناسان مطالب زیادی را راجع به طبیعت و جانوران می دانستند. آنها نمونه های مختلف جانداران را جمع آوری کرده بودند و ضمن طبقه بندی، در حال تحقیق بر روی ویژگیها و صفات مشترک آنها بودند.

اما تنها تعداد کمی از آنها از جمله جین باپتیست لامارک (Jean-Baptiste Lamrk) و اراسموس داروین (Erasmus Darwin)، - پدر بزرگ چارلز داروین - در یافته بودند که ویژگی های مشترک گونه های جانوری بگونه ای است که نشان می دهد در آنها به تکامل رسیده است، به بیان دیگر همه آنها در نهایت گذشته به یک جد باز میگردند.
این عده قلیل از دانشمندان همواره با خود می گفتند که :
"
چگونه مردم نمی توانند روند تکامل صفات و ویژگیها در جانداران را که بوضوح مشخص است درک کنند! همه اینها سر نخهایی است که نشان می دهد همه گونه های جانداران با یکدیگر مرتبط هستند."
با این وجود هنوز کسی نتوانسته بود بصورت قانع کننده دلایل کافی برای فرضه تکامل گونه های جانوری ارائه کند. اینکه مثلآ چرا در گذر زمان بینی یک جانور از حالتی به حالت دیگر تبدیل شده است. آن دسته از دانشمندانی که علاقه ای به فکر کردن نداشتند می گفتند :
"
هر گونه خاص از جانوران از یک ریشه خاص بوجود آمده اند و خلقت مخصوص به خود را دارد."
در واقع ارائه توجیه و دلیل منطقی برای این موضوع که چگونه در میان گونه های جانوران صفاتی در طول زمان تغییر می کند، بسیار دشوار بود.


نسخه اصلی یکی از کتابهای داروین

یافته های اولیه
لامارک متوجه شده بود که بسیاری از جانوران توانایی های خاصی برای تطبیق خود با شرایط زندگی دارند. گردن دراز زرافه نمونه آشکار این تطبیق است که به او اجازه می دهد بسادگی از برگ درختان بلند تغذیه کند. اما یک زرافه چگونه چنین گردن درازی را بدست آورده است؟

لامارک فکر می کرد که تلاش این حیوان در طول زمان برای دستیابی به برگ درختان بلند وی را وادار کرده تا همواره گردن خود را به بالا بکشد و در طول زمانهای بسیار، این گردن دراز برای او شکل گرفته است.
اما نکته کلیدی آن بود که آیا این امکان وجود دارد که تغییرات شکل گرفته شده در یک موجود برای تطبیق با شرایط محیطی در طول مدت زندگی، به فرزندان خود منتقل شود ؟
آیا پدری که در طول زندگی وزنه های زیادی را بلند می کند و قوی می شود، فرزندی بدنیا خواهد آورد که او هم از چنین قدرتی برخوردار است؟ آیا نسل های بعدی این خانواده یقینآ بازوهای قوی خواهند داشت؟
لامارک به این موضوع عقیده داشت که چنین صفات خاصی می تواند از والدین به فرزند به ارث برسد اما از آنجا که دلیل قانع کننده ای نداشت کسی نظر او را تایید نمی کرد.
قبل از زمان چارلز داروین مردم معتقد نبودند که انسان هم یک گونه از میلیونها گونه دیگر جانداران روی زمین است. آنها معتقد بودند که دستوری مافوق دستورات خلق پرنده در آسمان ویا ماهی در دریا، باعث پیدایش انسان شده است.

بسیاری از دانشمندان و حتی مردم عادی متوجه شباهت های زیاد موجوداتی ماننده شامپانزه ها و انسان شده بودند، اما پذیرفتن این موضوع که انسان روزگاری، به نوعی با شامپانزه ها در ارتباط بوده است برایشان ناگوار بود.
زمین چند سال دارد
آیا این احتمال وجود دارد که زندگی بر روی کره زمین دچار دگرگونی شود و یا رشد کند؟
متاسفانه تا سال ۱۸۰۰ میلادی تنها تعداد انگشت شماری از دانشمندان انگلیسی و فرانسوی به فکر کردن راجع به چنین موضوعی علاقمند بودند. اما هرگز نمی توانستند خود را متقاعد کنند که چه زمانی لازم است تا این تغییرات گسترده در زندگی روی زمین رخ دهد؛ آنها سن هستی روی زمین را تنها حدود ۶۰۰۰ سال می دانستند.
اما امروزه آزمایشها و اندازه گیری های انجام شده بر روی مواد رادیواکتو و محاسبه نیم عمر آنها، عمر زمین را به چیزی حدود 4.5 بیلون سال تخمین می زند. (در واقع اندازگیری میزان فساد موجود روی فسیل ها و سنگهای سخره های کهنسال که از ایزوتوپ های رادیواکتیوی با نیم عمری معادل 100 بیلیون سال هستند، این رقم را محاسبه نشان می دهد!) اگر این موضوع را دانشمندان در سالهای ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ می دانستند شاید خیلی زود نظریه تکامل را می پذیرفتند.


Darwin , 1809-1882

چارلز داروین (Charles Darwin) ، ایام جوانی
چارلز داروین در یک خانواده متمول روستایی در انگلستان بدنیا آمد. در طول روز ساعتها به پرندگان آسمان نگاه می کرد و در زیر میز اطاق ناهار خوری منزل به مطالعه می پرداخت.

علاقه به خواندن زبان لاتین، حفظ کردن شعری که حداکثر ۴۸ ساعت دیگر آنرا فراموش میکرد، نداشت. تنها چیزی که او را خسته نمی کرد مطالعه طبیعت و هستی بود.
خانواده ثروتمند او هم از طرف مادر و هم از طرف پدر جزو اقشار تحصیل کرده و روشن فکر بودند. پدر بزگ پدری اش اراسموس داروین؛ قبل از بدنیا آمدن چارلز نام داروین را به شهرت رسانده بود، چرا که او سرآمد بسیاری از علوم زمان خود بود.
یکی از پزشکان بزرگ انگلستان که از او خواسته شده بود پزشک شخصی جورج سوم پادشاه انگلستان باشد. مخترع آسیابهای افقی بود و از نیروی آنها برای فعالیت کارخانه خانواده همسر آینده پسرش استفاده می کرد.
فیلسوف بود و شعر می سرود و ایده های او بود که رمان معروف مری شلی (Mary Shelley) یعنی فرانکشتین (Frankenstein) را بوجو آورد.
اراس موس با برده داری مخالف بود و از حقوق زنان و حق تحصیل آنها حمایت می کرد. فرزند او یعنی روبرت (Robert)، پدر چارلز نیز یک فیزیکدان بود و بر خلاف پدر پر حرفی که داشت فردی آرام، متواضع و برای همگان قابل احترام بود.
مادر چارلز سوزانا وجوود (Susannah Wedgwood) زنی بود آراسته از خانواده ای فرهنگی و مشهور. اغلب بیمار بود و در جوانی هنگامی که چارلز ۸ سال بیشتر نداشت فوت کرد. یکسال پس از مرگ مادر او را به مدرسه ای فرستادند که با روشهای مدارس یونان و روم قدیم اداره می شد. داروین همواره راجع به مدرسه خود می گفت :
"
هیچ چیز برای ذهن خلاق من بدتر از این نیست که اوقاتم را در مدرسه بولتر (Bulter) تلف کنم."
عدم پیشرفت او در تحصیل باعث شد تا پدرش او را از مدرسه بیرون بکشد و برای تحصیل علم پزشکی به دانشگاه ادینگبورگ (Edinburgh) در اسکاتلند بفرستد. اما در آنجا نیز علاقه ای از خود برای ادامه درس نشان نداد. پدرش به او می گفت :
"
تو اصلآ به هیچ چیز اهمیت نمی دهی؛ برای تو فقط قدم زدن، به سگ و گربه نگاه کردن، دنبال کردن موش و گرفتن آن و ... اهمیت دارد. تو همه خانواده را زیر سئوال بردی و با آنان مخالف هستی."
پس از ناکامی او در ادامه تحصیلات پزشکی او را به دانشگاه کمبریج (Cambridge) برای تحصیل علوم دینی فرستادند تا شاید بعدها در کلیسا فعالیت مثبتی داشته باشد. اما او هیچ دلیلی در خود نمی دید که چنین رشته ای را دنبال کند.

American Museum of National History , amnh.org

منبع:  "مجله الکترونیکی فریا"

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: دیرینه شناسی و تکامل،     | نظرات()

ثبت نام

ثبت نام اولیه آزمایشگاه بیوشیمی

نام نویسی اولیه ی متقاضیان آزمایشگاه های بیوشیمی، تا پایان مهرماه بر روی برد گروه زیست شناسی، ساختمان شماره 2- طبقه اول، صوزت می گیرد .

ثبت نام و گروهبندی نهایی متعاقبا اعلام میگردد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: اخبار انجمن و گروه زیست شناسی،     | نظرات()

معرفی... - درباره ...

انجمن علمی زیست­شناسی

انجمن در لغت به معنای "گردآمدن دسته ای از مردم برای کنکاش یا امر دیگر" می­باشد. (برگرفته از فرهنگ فارسی عمید)

انجمن علمی زیست­شناسی دانشگاه پیام­نور مرکز مشهد، قریب به 9 سال (از سال 1379) است که فعالیت­های خود را در ضمینه­های علمی- آموزشی ، فرهنگی و ... با همکاری گروه زیست­شناسی در دوره­های گوناگون آغاز کرده­ است .

وظیفه انجمن­های علمی رشته­های گوناگون در دانشگاه­ها درواقع محیا نمودن بستری برای رشد علمی دانشجویان هر  رشته می­باشد که این امر جز با داشتن روحیه علمی و همکارانه و حضور فعالانه اعضای آن امکان­پذیر و میسر نخواهد بود .

ساختار انجمن­های علمی دردانشگاه پیام­نور مشهد متشکل از یک نفر دبیر انجمن علمی + چهار نفر دیگر که اعضای شورای مرکزی می­باشند + دو نفر عضو الل بدل + اعضای غیر رسمی که از طریق پر نمودن فرم­های عضویت وارد انجمن شده و در فعالیت­های گوناگون آن همکاری می­کنند .

از فعالیت­های گوناگون انجمن­های علمی به­اختصار می­توان به عناوین زیر اشاره کرد :

- انجام پروژه های تحقیقاتی و آزمایشگاهی،

- برگزاری همایش­ها و سمینارهای علمی- تخصصی،

- چاپ نشریات و ثبت سایت­های علمی تخصصی،

- آماده­سازی سی­دی­ها و جزوات علمی و آموزشی،

- برگزاری اردوهای علمی،

- برگزاری کلاس های علمی و آموزشی،

- و ...

که تمامی این فعالیت ها با همکاری گروه آموزشی زیست، انجام می پذیرد .

و در کنار این فعالیت ها فروش نمونه سوالات ترم های گذشته و سیستم گردش کتاب نیز افزوده شده است.

تمامی اطلاع رسانی های انجمن علمی زیست شناسی، بر روی برد انجمن، واقع در ساختمان 1- طبقه دوم ، و همچنین سایت انجمن ، صورت می گیرد .

درضمن

    تحویل فرم و ثبت نام اعضای جدید در ساعات حضور انجمن که بر روی برد اعلام می شود ، صورت می گیرد .

موفق باشید و سربلند          

            <<   اگرت دیده بینایی هست

                                          هم امروز سخن باید گفت

                                                               که خبر داشت که فردایی هست . . .  >>

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: درباره ...،     | نظرات()

گروه آموزشی زیست شناسی - درباره ...

معرفی رشته زیست شناسی

   هدف این رشته تربیت کارشناسان متعهد و متخصصى است که از مفاهیم کلى و اساسى زیست شناسی آگاهى کافى داشته جنبه هاى نظرى و کاربردى این علم را با گذرانیدن واحدهاى نظرى و کاربردى بشناسند و نیازهاى مراکز آموزشى و پژوهشی، تولیدى و خدماتى را در زمینه هاى مذکور مرتفع سازند.

   رشته‌ زیست‌شناسی‌ در‌ سه‌ گرایش‌ علوم‌گیاهی‌، علوم‌ جانوری‌ و زیست‌دریا، تنها در 17 واحد تخصصی‌ با یكدیگر تفاوت‌ دارند.

 برنامه هاى آموزشى دوره هاى کارشناسى زیست شناسی به صورت زیر برنامه ریزى میشود:

            ۱. دبیرى زیست شناسی و زیست شناسی عمومى

            ۲. رشتهٔ زیست شناسی در شاخه هاى (علوم گیاهی، علوم جانوری، علوم میکروبیولوژی، علوم سلولى و مولکولی)

            دروس این دوره به صورت عمومی، پایه، اصلى و تخصصى گرایشى می باشد، اهم موارد لازم به ذکر در مورد شاخه هاى فوق عبارتند از:

            - شاخهٔ علوم گیاهى: دانشجویان با گذرانیدن دروس مشترک و اختصاصى خود که در آن ۱۰ واحد دروس اختیارى و با جنبهٔ کاربردى نیز پیش بینى شده است می توانند نیاز مؤسسات پژوهشی، آموزشی، تولیدى و خدماتى به کارشناسان علوم گیاهى را برطرف نمایند. از جمله دروس تخصصى شاخهٔ علوم گیاهى عبارتند از: جلبکشناسی، قارچشناسی، مورفولوژى گیاهی، اکولوژى گیاهی، فیزیولوژى گیاهی، اصول و روشهاى ردهبندى گیاهان و ... . اهمیت این شاخه با توجه به نیاز مراکز پژوهشى به کارشناسى علوم گیاهى آشنا به مسائل گیاهشناسى و فیزیولوژى گیاهی، نیاز علوم گیاه پزشکى به کارشناسان علوم گیاهی، نیاز به کارشناسان علوم گیاهى در کشاورزى و صنایع داروئی، غذائى و چوب و کاغذ و ... نیاز به کارشناسان علوم گیاهى در مسائل محیط زیست، رفع نیازمندیهاى علوم طبیعى و باغهاى کشاورزى به کارشناسان علوم گیاهى و پاسخگوئى به نیاز مراکز آموزشى و پژوهشى در زمینهٔ تربیت مدرس و محقق علوم گیاهى به خوبى روشن میشود.

            - شاخهٔ علوم جانورى: هدف این شاخه به وجود آوردن زمینه هاى مساعد براى شناخت علوم جانوری، برقرارى ارتباط صحیح آن با سایر علوم و در نتیجه تربیت کارشناسانى است که قابلیت درک و حل مسائل بنیادى علوم جانورى را داشته و به جنبه هاى کاربردى آن آشنا باشند. داوطلبان ورود به این شاخه باید در دروس  زیست شناسی، فیزیک، شیمى و ریاضى دبیرستان قوى باشند. اهمیت این شاخه با توجه به نیاز علوم پزشکی، بخشهاى تحقیقاتى و آموزشى و موزه ها و باغهاى وحش به کارشناس و محقق در شاخهٔ علوم جانورى به خوبى مشخص میشود. جانورشناسی، حشره شناسى و زیست شناسی مولکولی، فیزیولوژیک جانورى و ... از جمله دروس تخصصى این شاخه میباشند.

            - شاخهٔ علوم میکروبیولوژى: هدف این شاخه شناخت جانداران میکروسکوپى و مسائل مختلف مربوط به زندگى آنها است. داوطلبانى که دیپلم تجربى داشته باشند در این شاخه موفقتر هستند. علاوه بر علاقه به مسائل زیستى داوطلب باید به کارهاى آزمایشگاهى (نظیر کشت میکروارگانیزمها) علاقه مند باشد. میکروبیولوژى عمومی، میکروبیولوژى محیطی، میکروبیولوژى صنعتی، باکتری شناسی، قارچ شناسى ویروس شناسی، تک یاخته شناسى و ... از جمله دروس اختصاصى این شاخه میباشند. اهمیت این رشته با توجه به نیاز صنایع غذائى و تخمیرى به کارشناسان این شاخه، نیاز علوم پزشکى و داروئی، نیاز سازمانهاى محیط زیست و مبارزه با آلودگى آن، نیاز کشاورزى و دامپروری، نیاز دانشگاهها به مدرس و محقق و ... به خوبى روشن میشود.

            - شاخهٔ علوم سلولى و مولکولى: تربیت کارشناسان متعهد و متخصص براى شناخت مسائل و پدیده هاى زیستى در قالب سلولى و مولکولى هدف این شاخه است. اهمیت این شاخه با توجه به لزوم بسط این دانش، لزوم تحقیقات گسترده در زمینهٔ اعتلاء علوم پزشکى و داروئى و صنعتی، لزوم قطع وابستگى و شروع نو اندیشى در مسائل علوم سلولى و مولکولی، لزوم فراهم آوردن تربیت محقق و مدرس در این زمینه، به خوبى روشن می شود. داوطلب ورود به این رشته باید علاقه مند و مستعد (خصوصاً در کارهاى آزمایشگاهی) باشد. ایمنولوژى بافت شناسی، بیوشیمى ویروسها، زیست شناسی سلولی، سیتوشیمى و ... از جمله دروس اختصاصى این شاخه میباشد.

            - شاخهٔ دبیرى زیست شناسی (زیست شناسی عمومى): فارغ التحصیلان این شاخه با گذرانیدن دروس مشترک تخصصى خود (به همراه تعدادى دروس تربیتى به منظور آشنائى با فنون معلمی) میتوانند توانائیهاى لازم براى رفع نیازهاى وزارت آموزش و پرورش به دبیران زیست شناسی را به دست آورند.

            ادامهٔ تحصیل در کلیهٔ شاخه هاى فوق تا کارشناسى ارشد در داخل و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور امکان پذیر است.  

            ضمناً بر اساس مصوبات جدید شوراى عالى برنامه ریزى در نظر است رشتهٔ زیست شناسی در مقطع کارشناسى داراى ۲ رشته و ۱۰ گرایش باشد.          

-      رشتهٔ زیست شناسی در ۵ گرایش

-          (دبیری، عمومی، علوم گیاهی، علوم جانوری، دریا)

-     رشتهٔ زیست شناسی سلولى مولکولى در ۵ گرایش

-          (علوم سلولى و مولکولی، میکروبیولوژی، ژنتیک، بیوشیمی، بیوفیزیک)

معرفی اعضای گروه زیست شناسی دانشگاه پیام نور مشهد :

مدیر گروه: جناب دکتر رجبیان، اتاق مدیر گروه:  ساختمان 2- طبقه اول- آزمایشگاه زیست1

کارشناس آزمایشگاه:  سرکار خانم فانی، مکان اتاق: ساختمان 2- طبقه اول- آزمایشگاه زیست 2

کارشناس رشته: سرکار خانم انجیدنی، مکان اتاق: ساختمان1- طبقه همکف – اتاق کارشناسان رشته

·         تمامی اطلاعات در زمینه مسائل آموزشی و برنامه کلاسی، بر روی سایت دانشگاه به آدرس http:// pnum.ac.ir موجود می باشد.

·         زمان تعیین گروه و ثبت نام آزمایشگاه های زیست شناسی روز شنبه 11 مهرماه، ساعت 8-12 صبح می باشد.

موفق باشید و سربلند

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: درباره ...،     | نظرات()

برگ اول... - سخن

برای تمام چیزهای منفی که ما به خود می گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،

تو گفتی آن غیر ممکن است، خداوند پاسخ داد همه چیز ممکن است،

تو گفتی من بسیار خسته ام، خداوند پاسخ داد من به تو آرامش خواهم داد،

تو گفتی من نمی توانم مشکلات را حل کنم، خداوند پاسخ داد من گامهای تو را هدایت خواهم کرد،

تو گفتی من نمی توانم آن را انجام دهم، خداوند پاسخ داد تو هر کاری را با من می توانی به انجام برسانی،

تو گفتیمن می ترسم، خداوند پاسخ داد من روحی ترسو به تو نداده ام،

تو گفتیمن همیشه نگران و ناامیدم، خداوند پاسخ داد تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار،

تو گفتی من احساس تنهایی می کنم، خداوند پاسخ داد من هرگز تو را ترک نخواهم کرد . . . “

                                                                                                  گروه زیست شناسی"

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 مهر 1388    | توسط: دبیر انجمن    | طبقه بندی: سخن،     | نظرات()